معانی کلمه : باوین
لغت نامه دهخدا
باوین. ( اِ ) سبد کوچکی باشد که زنان پنبه ای که خواهند بریسند در آن نهند. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). سبدی که در آن ابریشم تابیده می چینند. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 181 ) ( از فرهنگ جهانگیری ). سبد کوچک که ریسمان در آن نهند. ( فرهنگ رشیدی ). باوی. سبدی کوچک که پنبه رشتنی را زنان در آن نهند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
سبدی که ابریشم تابیده را در آن میچینند
فرهنگ اسم ها
اسم: باوین (دختر) (کردی) (تلفظ: bavin) (فارسی: باوین) (انگلیسی: bavin)
معنی: صاحب، از قبایل پراکندةکرد ( نگارش کردی
معنی: صاحب، از قبایل پراکندةکرد ( نگارش کردی
