Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باوجود

تلفظ بین المللی : /bɑvˈodʒud/ تلفظ :‌ [bAv'odZud]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • باوجود ان
  • باوجود اینکه
  • باوجوداین
  • با وجود این
  • باوجدان
  • بوجود امدن
  • بوجود اوردن
  • بوجود اورنده
  • تازه بوجود امده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

باوجود. [ وُ ] ( ص مرکب ) باکفایت. باعرضه. باشخصیت. کس. صاحب وجود. || ( بکسرِحرف آخر یعنی «دال »، حرف اضافه مرکب و گاه حرف ربطمرکب ) اگرچه. با وصف ِ. ( آنندراج ). با وجود اینها. با همه اینها. با این وجودها. و رجوع به وجود شود.

فرهنگ فارسی

با کفایت با عرضه

مترادف و متضاد

باعرضه، باکفایت، کارآ، کاردان، لایق ≠ نالایق

notwithstanding (قید)باوجود اینکه، باوجودdespite (حرف اضافه)مخالف، با وجود، علیرغم، با اینکهnotwithstanding (حرف اضافه)مخالف، با وجود، علیرغم، باوجود اینکهbut (حرف اضافه)جز، بدون، بل، با وجود، باستثنای...

کلمات مرتبط

  • باوجود ان
  • باوجود اینکه
  • باوجوداین
  • با وجود این
  • باوجدان
  • بوجود امدن
  • بوجود اوردن
  • بوجود اورنده
  • تازه بوجود امده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات