باهم . [ هَُ ] (اِ) باد موافق . (آنندراج ).باد شرطه . بادی که از عقب کشتی وزد. (ناظم الاطباء).باد مراد. (از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 177) : سالک این شرطه به ساحل نرساند ما راکشتی بیخردانست که باهم دارد. سالک اصفهانی (از شعوری ).اما این معنی جای دیگر دیده نشد....
فرهنگ عمید
۱. با یکدیگر؛ بهاتفاق. ۲. متحد. 〈 با هم آمدن: (مصدر لازم) همراه یکدیگر آمدن. 〈 با هم شدن: (مصدر لازم) متفق شدن.
۱. با یکدیگر، به اتفاق. ۲. متحد. * با هم آمدن: (مصدر لازم ) همراه یکدیگر آمدن. * با هم شدن: (مصدر لازم ) متفق شدن.
فرهنگ معین
(هَ ) ۱ - (اِمر. ) به اتفاق ، با یکدیگر. ۲ - (ص مر. ) مجتمع ، متحد.
فرهنگ فارسی
باد موافق ۱ - ( اسم ) باتفاق بااتحاد با یکدیگر. ۲ - ( صفت ) مجتمع متحد .
دانشنامه عمومی
برنامه با هم ("Juntos")، برنامه کمکهای نقدی انتقالی با هدف توسعه سرمایه انسانی و شکستن چرخه انتقال فقر بین نسلی است که در ماه فوریه سال ۲۰۰۵، توسط دولت آلخاندرو تولدو در پرو به اجرا گذاشته شد. به موجب این برنامه یارانه سی دلاری نقدی به شرطی به خانواده های فقیر اعطا می شد که آن ها فرزندانشان را به مدارس و مراکز بهداشتی می فرستادند. برای واجد شرایط شدن، این خانواده ها می بایست فرزندانی زیر ۱۴ سال می...
مترادف و متضاد
بهاتفاق، توام، تواماً، متحداً ≠ به تنهایی، منفرداً
concerted (صفت)باهم، هم نواco- (پیشوند)با، باهمcol- (پیشوند)با، باهمcom- (پیشوند)با، باهمcon- (پیشوند)با، باهمaltogether (قید)یکسره، همگی، تماما، کاملا، روی هم رفته، با هم، اجماعا، از همه جهتvis-a-vis (قید)روبرو، با هم، مقابلin toto (قید)تماما، کاملا، روی هم رفته، با همtogether (قید)با هم، بایکدیگر، یکجا، با همدیگر، بطور دسته جمعی، بضمیمهsi...