Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بانوجه

تلفظ بین المللی : /bˈɑnuːdʒˌeː/ تلفظ :‌ [b'Anu:dZ,e:]
لغت نامه دهخدا
  • بانوجهان
  • خلف بانویه
  • بانوج
  • باغوجه
  • بالوجه
  • بانوده
  • بانوقه
  • بانونه
  • بانوچه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بانوجه. [ ج َ ] ( اِ مصغر ) بانوچه. بانوی کوچک : کتاب احمدبن قتیبه و بانوجه. ( از فهرست ابن الندیم ص 426 س 20 ). و رجوع به بانوچه شود.

کلمات مرتبط

  • بانوجهان
  • خلف بانویه
  • بانوج
  • باغوجه
  • بالوجه
  • بانوده
  • بانوقه
  • بانونه
  • بانوچه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات