Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بامهر

تلفظ بین المللی : /bˈɑmhar/ تلفظ :‌ [b'AmhaR]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • دی بمهر
  • عمر بامخرمه
  • بامبرگ
  • بامبرگ دیوید
  • بامخرمه عمر بن عبدالله
  • بامری
  • باهری نسوی محمد
  • با مهر لاستیکی مهر کردن
  • بااهرم بلند کردن
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بامهر. [ م ِ ] (ص مرکب ) مهربان . بامحبت . و رجوع به مهر شود.

بامهر. [ م ِ ] (اِخ ) قریه ای است در راه طبرستان که تا ری یک منزل فاصله دارد. (از معجم البلدان ) (مرآت البلدان ص 161).

بامهر. [ م ِ ] ( ص مرکب ) مهربان. بامحبت. و رجوع به مهر شود.بامهر. [ م ِ ] ( اِخ ) قریه ای اس...

مترادف و متضاد

بامحبت، رئوف، عطوف، مهربان ≠ بی‌عاطفه، بی‌مهر، سرد


کلمات مرتبط

  • دی بمهر
  • عمر بامخرمه
  • بامبرگ
  • بامبرگ دیوید
  • بامخرمه عمر بن عبدالله
  • بامری
  • باهری نسوی محمد
  • با مهر لاستیکی مهر کردن
  • بااهرم بلند کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات