معانی کلمه : بامهابت
لغت نامه دهخدا
بامهابت. [ م َ ب َ ] ( ص مرکب ) که مهابت دارد. مهیب. باهیبت. و رجوع به مهابت شود.
فرهنگ فارسی
مهیب با هیبت
مترادف و متضاد
باشوکت، باوقار، باهیبت، پرجذبه، سطوتمند ≠ بیجذبه، بیمهابت، بیهیبت

باشوکت، باوقار، باهیبت، پرجذبه، سطوتمند ≠ بیجذبه، بیمهابت، بیهیبت