Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بالیغ

تلفظ بین المللی : /bˈɑliq1/ تلفظ :‌ [b'Aliq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ترغو بالیغ
  • خان بالیغ
  • بیش بالیغ
  • اردو بالیغ
  • قنات بالیغ لی
  • قنات زینه بالیغ لی اذرشهر
  • بالیغو
  • دیوار بالی
  • رجما بالغیب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بالیغ. ( اِ ) بالغ. ظاهراً در ترکی مغولی بمعنی آبادی و شهر است. مرحوم اقبال در تاریخ مغول گوید: پس از آنکه مغول بامیان را زیرو رو کردند آنرا از آن تاریخ ببعد «ماوبالیغ» یعنی آبادی بد نامیدند. ( تاریخ مغول ص 58 ). و خان بالیغ ( شهرخان ) نام پکن است. و رجوع به بالغ و خان بالغ شود.

فرهنگ فارسی

بترکی بمعنی آبادی و شهر است

کلمات مرتبط

  • ترغو بالیغ
  • خان بالیغ
  • بیش بالیغ
  • اردو بالیغ
  • قنات بالیغ لی
  • قنات زینه بالیغ لی اذرشهر
  • بالیغو
  • دیوار بالی
  • رجما بالغیب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات