کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بالۀ پایه دار
تلفظ بین المللی :
/bˈɑlˈeje pˈɑjeˌeːdɑr/
تلفظ :
[b'Al'eje p'Aje,e:dAR]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
بال پایه
سوسکه بچه اش از دیوار بالا می رفت می گفت قربون دست و پای بلوریت
کولج بالا و پای
باله پای افریقایی
باله پای امریکایی
چوب پای بال سیاه
بالۀ ازاد
بالۀ انتقالی
بالۀ جزیره ای
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
بالهای پوستی که از یک سو به محل جدا شدن خود متصل باشد
فرهنگستان زبان و ادب
{pedicle flap} [پیوند] باله ای پوستی که از یک سو به محل جدا شدن خود متصل باشد
کلمات مرتبط
بال پایه
سوسکه بچه اش از دیوار بالا می رفت می گفت قربون دست و پای بلوریت
کولج بالا و پای
باله پای افریقایی
باله پای امریکایی
چوب پای بال سیاه
بالۀ ازاد
بالۀ انتقالی
بالۀ جزیره ای
نظرات