Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بالودن

تلفظ بین المللی : /bˈɑluːdˌan/ تلفظ :‌ [b'Alu:d,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سقف بالونی
  • عروسک بالونی
  • بالدونگ گرین هانس
  • بالون
  • بالون دفاعی
  • بلودنتس
  • نجوم بالونی
  • با بالون پرواز کردن
  • بخود بالیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بالودن. [ دَ ] ( مص ) افزودن. بالیدن. نموکردن. بزرگ شدن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بزرگ شدن و برآمدن و نموکردن :
این نسب پیوسته او را بوده است
کز شهنشاهان مه بالوده است.
مولوی ( ازجهانگیری ) ( از شعوری ).
و رجوع به بالیدن شود. || آلودن. آلوده کردن. ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 181 ). پالودن. رجوع به پالودن شود.

فرهنگ عمید

۱. بالیدن، نمو کردن، بزرگ شدن.
۲. تناور گشتن.

فرهنگ فارسی

بالیدن، نموکردن، بزرگ شدن، تناورگشتن
( مصدر ) نمو کردن بزرگ شدن نشو و نما کردن بالیدن .

کلمات مرتبط

  • سقف بالونی
  • عروسک بالونی
  • بالدونگ گرین هانس
  • بالون
  • بالون دفاعی
  • بلودنتس
  • نجوم بالونی
  • با بالون پرواز کردن
  • بخود بالیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات