Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بالندگی

تلفظ بین المللی : /bˈɑlandˌeɡi/ تلفظ :‌ [b'Aland,egi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بافندگی
  • بافندگی در ایران باستان
  • بافندگی دستگاه
  • بافندگی سنتی
  • بارندگی زیاد
  • دستگاه بافندگی
  • کارگاه بافندگی
  • موسم بارندگی
  • وسیله سنجش میزان بارندگی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بالندگی. [ ل َ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی بالنده. عمل بالنده. رشد. نمو :
ز سرو سهی رفت بالندگی
طبیعت درآمد به نالندگی.
نظامی.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی بالیدن

مترادف و متضاد

رشد، ترقی، تعالی

فخر، نازش، مباهات

۱. رشد، ترقی، تعالی
۲. فخر، نازش، مباهات


کلمات مرتبط

  • بافندگی
  • بافندگی در ایران باستان
  • بافندگی دستگاه
  • بافندگی سنتی
  • بارندگی زیاد
  • دستگاه بافندگی
  • کارگاه بافندگی
  • موسم بارندگی
  • وسیله سنجش میزان بارندگی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات