Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بالع

تلفظ بین المللی : /bˈɑleʔ/ تلفظ :‌ [b'Ale?]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • بالعکس کردن
  • بالعکس
  • سیدی بالعباس
  • بالعموم
  • بالعه
  • واحد بالعدد
  • واحد بالعرض
  • ما بالعرض و ما بالذات
  • مصطفی بالعل
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

بالع. [ ل ِ ] (اِخ ) (بمعنی بلعید). یکی از شهرهای پنجگانه است که بر ساحل شرقی دریای قلزم برراه مصر تأسیس یافته بود. (از قاموس کتاب مقدس ).

بالع. [ ل ِ ] (ع ص ) اسم فاعل از بلع. فروبرنده از حلق . بلع کننده . اوبارنده . || (اِخ ) نام یکی از دو ستاره ٔ سعد بُلَع. نام ستاره ٔ روشن تر از دو ستاره ٔ سعد بلع.

بالع. [ ل ِ...

دانشنامه عمومی

بالِع یا اپسیلون دلو یک ستاره است که در صورت فلکی دلو قرار دارد.
در متون قدیمی، ستاره بالع نام ستارهٔ روشن تر از دو ستارهٔ سعد بُلَع است.
wiki: بالع

کلمات مرتبط

  • بالعکس کردن
  • بالعکس
  • سیدی بالعباس
  • بالعموم
  • بالعه
  • واحد بالعدد
  • واحد بالعرض
  • ما بالعرض و ما بالذات
  • مصطفی بالعل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات