معانی کلمه : بالاد
لغت نامه دهخدا
بالاد. (اِخ ) نام شهری از خراسان . (شرفنامه ٔ منیری ).
فرهنگ عمید
۱. اسب تندرو.
۲. یدک، جنیبت، اسب پالانی: من رهی پیر و سست پای شدم / نتوان راه کرد بی بالاد (فرالاوی: شاعران بی دیوان: ۳۹ ).
۲. یدک، جنیبت، اسب پالانی: من رهی پیر و سست پای شدم / نتوان راه کرد بی بالاد (فرالاوی: شاعران بی دیوان: ۳۹ ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
اسب، یدک، جنیبت، اسب پالایی، پالاده
( اسم ) اسب جنیبت اسب کوتل .
دهی از چاه بهار است
( اسم ) اسب جنیبت اسب کوتل .
دهی از چاه بهار است
