معانی کلمه : بالاخانه
لغت نامه دهخدا
بالاخانه . [ ن َ ] (اِخ ) نام قریه ای به باکو دارای معادن نفت بسیار. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. خانه ای که بالای خانۀ دیگر ساخته می شود.
۲. اتاقی که در طبقۀ دوم یا سوم یا بالاتر ساخته شده.
۲. اتاقی که در طبقۀ دوم یا سوم یا بالاتر ساخته شده.
فرهنگ معین
(نِ ) (اِمر. ) ساختمان کوچک با یک یا چند اتاق در قسمت فوقانی خانه و مستقل از آن . ، ~ را اجاره دادن کنایه از: عقل سالم نداشتن ، سخنان پریشان و نامربوط گفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) خانهای که بالای خان. دیگر ساخته شود اطاقی که در طبق. فوقانی ساختمانی قرار دارد .
دهی از زابل
دهی از زابل
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
/baalaa khaane/ طبقه دوم ساختمان
گویش اصفهانی
تکیه ای: yort
طاری: kibâlâyi
طامه ای: bâlâxuna
طرقی: bâlâxâna
کشه ای: bâlâxâna
نطنزی: bâlâxuna
مترادف و متضاد
upstairs (اسم)
طبقه بالا، بالاخانه، ساختمان فوقانی
balcony (اسم)
بالکن، ایوان، بالاخانه، لژ بالا، ستاوند، غرفه
