Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بالاخانه

تلفظ بین المللی : /bˈɑlɑxˈɑne/ تلفظ :‌ [b'AlAx'Ane]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • بالاخانه سر
  • بالاخانه قصاب
  • بالاخانه و ساباط اکبر غلامحسین
  • سبک بالاخانه
  • بالا خانه
  • بالا خانه اش را اجاره داده
  • بالاخونه
  • بالاخان
  • بالاخان کندی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

بالاخانه . [ ن َ ] (اِخ ) نام قریه ای به باکو دارای معادن نفت بسیار. (یادداشت مؤلف ).

بالاخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) اطاقی در طبقه ٔ دوم عمارت دوطبقه . اطاقی که بر پشت بام سازند. (از آنندراج ).اطاقی که فوق اطاق دیگر ساخته شده باشد. (فرهنگ نظام ). منظر. عمارت فوقانی . (ناظم الاطباء). خانه ٔ طبقه ٔدوم . (لغت محلی شوشتر). خانه روی خانه : از هوای قامتش ت...

فرهنگ عمید

۱. خانه ای که بالای خانۀ دیگر ساخته می شود.
۲. اتاقی که در طبقۀ دوم یا سوم یا بالاتر ساخته شده.

فرهنگ معین

(نِ ) (اِمر. ) ساختمان کوچک با یک یا چند اتاق در قسمت فوقانی خانه و مستقل از آن . ، ~ را اجاره دادن کنایه از: عقل سالم نداشتن ، سخنان پریشان و نامربوط گفتن .

دانشنامه آزاد فارسی

اتاقی در طبقۀ بالای بنا؛ اتاق واقع بر بام. نیز اتاقی بر بالای سردر یا نقاطی خاص از کاروان سرا یا خانه. در کاروان سراها، بالاخانه محل اقامت و نگهبانی کاروان سرادار؛ و در خانه، غالباً مکان اقامت مهمان بوده است.wikijoo: بالاخانه...

فرهنگ فارسی

( اسم ) خانهای که بالای خان. دیگر ساخته شود اطاقی که در طبق. فوقانی ساختمانی قرار دارد .
دهی از زابل

دانشنامه عمومی

بالاخانه روستایی در دهستان ادیمی بخش مرکزی شهرستان نیمروز استان سیستان و بلوچستان ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱٬۰۱۸ نفر (در ۲۹۱ خانوار) بوده است.wiki: بالاخانه بالاخانه (زابل). بالاخانه (زابل)، روستایی از توابع بخش پشت آب شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران است.wiki: بالاخانه (زابل)...

گویش مازنی

/baalaa khaane/ طبقه دوم ساختمان

گویش اصفهانی

تکیه ای: yort
طاری: kibâlâyi
طامه ای: bâlâxuna
طرقی: bâlâxâna
کشه ای: bâlâxâna
نطنزی: bâlâxuna

مترادف و متضاد

upstairs (اسم)
طبقه بالا، بالاخانه، ساختمان فوقانی

balcony (اسم)
بالکن، ایوان، بالاخانه، لژ بالا، ستاوند، غرفه

کلمات مرتبط

  • بالاخانه سر
  • بالاخانه قصاب
  • بالاخانه و ساباط اکبر غلامحسین
  • سبک بالاخانه
  • بالا خانه
  • بالا خانه اش را اجاره داده
  • بالاخونه
  • بالاخان
  • بالاخان کندی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات