Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بالاتجن

تلفظ بین المللی : /bˈɑlˈɑtadʒˌan/ تلفظ :‌ [b'Al'AtadZ,an]
لغت نامه دهخداگویش مازنی
  • پل اجری بالاتجن
  • دهستان بالاتجن
  • بالاتون دریاچه
  • بی بالاتنه
  • زره بالاتنه
  • بالاتنه
  • بالاتنۀ خودرو
  • نبرد دریاچه بالاتون
  • بالاتن
لغت نامه دهخداگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

بالاتجن. [ ت َ ج َ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان قائم شهر است. این دهستان در جنوب باختری قائم شهر بین رودخانه تالار و رودخانه بابل واقع شده ، هوای آن مانند سایر نقاط مازندران معتدل و مرطوب و قراء آن از نهرهای حبیب اﷲ وهتکه که در حدود شیرگاه از رودخانه تالار منشعب میشوند مشروب میگردد. محصول عمده آن دهستان برنج ، غلات ، پنبه و توتون سیگار و مرکبات و ابریشم و کتان و صیفی و باقلا و ...

گویش مازنی

یکی از روستاهای قائم شهر

/baalaa tejen/ یکی از روستاهای قائم شهر

کلمات مرتبط

  • پل اجری بالاتجن
  • دهستان بالاتجن
  • بالاتون دریاچه
  • بی بالاتنه
  • زره بالاتنه
  • بالاتنه
  • بالاتنۀ خودرو
  • نبرد دریاچه بالاتون
  • بالاتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات