معانی کلمه : بالابان
لغت نامه دهخدا
بالابان . (اِ) قسمی مرغ شکاری است . (فرهنگ نظام ). مرغی شکاری . شاید وارغن اوستایی باشد.مرغی است حرام گوشت و از جهت طیور وحشی میباشد. قسمی مرغ . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
نوعی ساز بادی آذربایجانی به شکل نی، از جنس چوب، دارای هشت سوراخ در یک طرف و یک سوراخ در طرف دیگر و زبانه ای که به وسیلۀ آن کوک می شود. دامنۀ صوت آن به اندازۀ سورنای است.
فرهنگ معین
( اِ. ) طبل ، نقاره .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
ماخوذ ترکی، طبل، دهل، کوس، تبیره، بلبان
دهی از حومه شهرستان مهاباد
دهی از حومه شهرستان مهاباد
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
نوعی شیپور
نوعی شاهین
تبیره، دهل، طبل، کوس، نقاره
۱. تبیره، دهل، طبل، کوس، نقاره
۲. نوعی شیپور
۳. نوعی شاهین
