کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : بال بال زدن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑlbˈɑl zˈadan/
تلفظ :
[b'Alb'Al z'adan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بال زدن بطرف پایین
بال و پر زدن
پر و بال زدن
بال زدن
یخ زدن بال هواپیما
با ارنج زدن
با اشاره صدا زدن
با انگشت پا زدن یا راه رفتن
با بلند گو حرف زدن
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
فرهنگ معین
(زَ دَ ) (مص ل . )۱ - بال های خود را با تکان های ریز و پیاپی به هم زدن . ۲ - دچار دلهره و حرکات تشنج آمیز بودن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
bat (فعل)بال بال زدن، چشمک زدن، مژگان راتکان دادن، چوگان زدنflutter (فعل)بال بال زدن، لرزیدن، پرپرزدن، در اهتزاز بودن، سراسیمه بودن، لرزاندنflounder (فعل)بال بال زدن، دست و پا کردن، در گل تقلا کردن...
کلمات مرتبط
بال زدن بطرف پایین
بال و پر زدن
پر و بال زدن
بال زدن
یخ زدن بال هواپیما
با ارنج زدن
با اشاره صدا زدن
با انگشت پا زدن یا راه رفتن
با بلند گو حرف زدن
نظرات