Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ باقیمانده، باقیمانده

تلفظ بین المللی : /bˈɑq1imˈɑndeː bˈɑq1imˈɑndeː/ تلفظ :‌ [b'Aq1im'Ande: b'Aq1im'Ande:]
مترادف و متضاد
  • باقیمانده
  • باقیمانده غذا
  • وابسته به رسوب یا باقیمانده
  • باقیمانده های حاصل از خاک اره یا فرسایش جسمی
  • فلج عضلانی باقیمانده بعد از بیهوشی
  • باقی مانده
  • قوس دندانی باقی مانده
  • کلر باقی مانده
  • میدان باقی مانده
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

الباقی، بازمانده، باقی، به جای مانده، بقایا، بقیه، پس‌مانده، تتمه، مابقی، مازاد، مانده


کلمات مرتبط

  • باقیمانده
  • باقیمانده غذا
  • وابسته به رسوب یا باقیمانده
  • باقیمانده های حاصل از خاک اره یا فرسایش جسمی
  • فلج عضلانی باقیمانده بعد از بیهوشی
  • باقی مانده
  • قوس دندانی باقی مانده
  • کلر باقی مانده
  • میدان باقی مانده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات