Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بافی

تلفظ بین المللی : /bˈɑfi/ تلفظ :‌ [b'Afi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بافی سینت مری
  • بافی قاتل خون اشام ها
  • روبنده بافی
  • ریسمان بافی
  • زری بافی
  • زیغ بافی
  • ساده بافی
  • غلمبه بافی
  • غلنبه بافی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بافی . (ص نسبی )منسوب به باف از قرای خوارزم . (از معجم البلدان ).

بافی . (اِخ ) دهی است از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت که در 211 هزارگزی جنوب کهنوج و 5 هزارگزی شمال خاوری راه مالرو انگهران به میناب واقع است و 40 تن سکنه دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8)....

فرهنگ فارسی

دهی از جیرفت

کلمات مرتبط

  • بافی سینت مری
  • بافی قاتل خون اشام ها
  • روبنده بافی
  • ریسمان بافی
  • زری بافی
  • زیغ بافی
  • ساده بافی
  • غلمبه بافی
  • غلنبه بافی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات