Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بافو

تلفظ بین المللی : /bˈɑfuː/ تلفظ :‌ [b'Afu:]
لغت نامه دهخدا
  • بافور
  • بافورد اوهایو
  • بافوسام
  • بافومه
  • فرودگاه بافولاب
  • فرودگاه بافووسام
  • ورزشگاه رویال بافوکنگ
  • یواس ای تی بافورد
  • بافواههم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

بافو. ( اِخ ) نام مادر سلطان محمد سوم و زن سلطان مراد ثالث پادشاه عثمانی و معروف به صفیه ( در اعلام النساء: طاهره ) است. وی دختر یکی از حکام ونیزی کورفو و بس زیبا بود و در حدود 1560 م. بدنیا آمد و در جوانی بوسیله دریانوردان ترک ربوده شد و به حرم سلطان مرادخان ثالث عثمانی در آمد. این زن در دربار عثمانی نفوذ فراوان یافت ولی سرانجام در حدود سال 1603 م. مورد خشم نواده اش سلطان احمدخان سوم قرار گرفت و ...

کلمات مرتبط

  • بافور
  • بافورد اوهایو
  • بافوسام
  • بافومه
  • فرودگاه بافولاب
  • فرودگاه بافووسام
  • ورزشگاه رویال بافوکنگ
  • یواس ای تی بافورد
  • بافواههم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات