معانی کلمه : بافر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دارای فروشکوه، باشکوه.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دارنده فر
محلولی شامل یک اسید ضعیف و نمک همان اسید یا باز قوی
فرهنگستان زبان و ادب
{buffer} [شیمی] محلولی شامل یک اسید ضعیف و نمک همان اسید یا باز قوی

محلولی شامل یک اسید ضعیف و نمک همان اسید یا باز قوی