Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باف چال

تلفظ بین المللی : /bˈɑf tʃˈɑl/ تلفظ :‌ [b'Af tS'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • برف چال
  • برف چال سی
  • تپه بان چال درکه
  • چال باغ
  • با نظافت و چالاکی
  • برف چالسی
  • ادم یک بار پاش تو چاله می ره
  • چاله باغ
  • چاله حوض باز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باف چال. ( اِخ ) از دهات کجور مازندران. ( از مازندران واسترآباد رابینو ص 109 ). این نام در ترجمه وحید مازندرانی بصورت نامخال ضبط شده و ظاهراً اشتباه است.

فرهنگ فارسی

از دهات مازندران

کلمات مرتبط

  • برف چال
  • برف چال سی
  • تپه بان چال درکه
  • چال باغ
  • با نظافت و چالاکی
  • برف چالسی
  • ادم یک بار پاش تو چاله می ره
  • چاله باغ
  • چاله حوض باز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات