معانی کلمه : باغچه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. باغ کوچک.
۲. قطعه زمینی که در آن گُل کاری کنند، کرته، کاله.
۲. قطعه زمینی که در آن گُل کاری کنند، کرته، کاله.
فرهنگ معین
(چِ ) (امصغ . ) ۱ - باغ کوچک . ۲ - زمین کوچکی که در حیاط برای کاشتن گل و درخت و سبزی آماده کنند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - باغ کوچک . ۲ - هر بخش از باغ بزرگ قطع. کوچک از زمین که در آن گلکاری کنند کرته کاله .
دهی از زنجان
دهی از زنجان
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
باغکوچک، کاله، کرته
