Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باغند

تلفظ بین المللی : /bˈɑq1and/ تلفظ :‌ [b'Aq1and]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • باغنده
  • باغندی
  • دید باند
  • البرت باندورا
  • شماره جهت باند
  • شناسۀ باند
  • ظرفیت باند
  • علائم باند
  • علی باوندی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باغند. [ غ َ ] (اِخ ) قریه ای از قرای واسط (الانساب سمعانی ). تاج الاسلام آنرا از قرای واسط دانسته است . (از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ).

باغند. [ غ َ ] (اِ) باغنده . (برهان ).پاغنده . (برهان ). پنبه ٔ حلاجی کرده که برای رشتن گلوله کرده باشند. (برهان ، ذیل باغنده ) (ناظم الاطباء). رجوع به باغنده شود. گلوج . (در تداول مردم قزوین )....

فرهنگ عمید

پنبۀ زده شده که آن را برای رشتن گلوله کرده باشند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پنب. حلاجی کرده که برای رشتن گلوله کرده باشند پنب. زده شده غند غنده .
نام قلعه ای در خراسان

کلمات مرتبط

  • باغنده
  • باغندی
  • دید باند
  • البرت باندورا
  • شماره جهت باند
  • شناسۀ باند
  • ظرفیت باند
  • علائم باند
  • علی باوندی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات