Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باغدار

تلفظ بین المللی : /bˈɑq1dɑr/ تلفظ :‌ [b'Aq1dAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • تفاخر باغدار ثروتمند
  • حسرت باغدار متکبر
  • نهر باغدار متکبر
  • باغداری
  • جنگل باغداری
  • رنگ دانۀ بازدارنده
  • رِنان باردار
  • رِنای بازدارندۀ کوچک
  • رِنای ناقل باردار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

باغ دار. ( نف مرکب ) دارنده باغ. باغ خدا. صاحب باغ. آنکه باغداری کند. دارای باغ. ( یادداشت مؤلف ). مالک باغ. || دهقانی که کشتمند او باغ است. || آنکه تمشیت باغ کند. || آنکه نگهبانی و حراست باغ کند. محافظ باغ. || آنکه از محصول باغ بهره برگیرد. آنکه در جمع آوری و فروش حاصل باغ دخالت دارد. اجاره دار باغ. رجوع به باغداری شود.

فرهنگ عمید

آن که باغ دارد و پیشه اش جمع آوری و فروش محصولات باغ است، صاحب باغ.

فرهنگ فارسی

دارننده باغ

مترادف و متضاد

orchardist (اسم)
باغدار، میوه کار، متصدی باغ میوه

orchardman (اسم)
باغدار، متصدی باغ میوه

کلمات مرتبط

  • تفاخر باغدار ثروتمند
  • حسرت باغدار متکبر
  • نهر باغدار متکبر
  • باغداری
  • جنگل باغداری
  • رنگ دانۀ بازدارنده
  • رِنان باردار
  • رِنای بازدارندۀ کوچک
  • رِنای ناقل باردار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات