کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باغبانی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : باغبانی کردن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑq1bɑnˌi kˈardan/
تلفظ :
[b'Aq1bAn,i k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بادبانی کردن
بادبان را جمع کردن
بازبینی کردن
پیچیدن و جمع کردن بادبان
باغبان کردامیر
قنات الکرد باغبان اباد
بارانی کرد
باغبانی
باغبانی تجاری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
باغبانی کردن. [ غ ْ / غ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پرستاری از باغ. بستان بانی. باغ پیرایی کردن.
فرهنگ فارسی
پرستاری از باغ
مترادف و متضاد
garden
(فعل)
درخت کاری کردن، باغبانی کردن
husband
(فعل)
جفت کردن، کاشتن، شوهر دادن، شخم زدن، باغبانی کردن، خواستگاری کردن
کلمات مرتبط
بادبانی کردن
بادبان را جمع کردن
بازبینی کردن
پیچیدن و جمع کردن بادبان
باغبان کردامیر
قنات الکرد باغبان اباد
بارانی کرد
باغبانی
باغبانی تجاری
نظرات