Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باعور

تلفظ بین المللی : /bˈɑʔuːr/ تلفظ :‌ [b'A?u:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بلعم باعور
  • جهاد الباعور
  • بلعم باعورا
  • باعورا
  • ارتداد بلعم باعورا
  • اهانت به بلعم باعورا
  • بلعم باعورا در قران
  • بلعم بن باعورا
  • تقرب بلعم بن باعورا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باعور. ( اِخ ) پدر بَلعَم. و او زاهدی بود مستجاب الدعوةدر زمان موسی علیه السلام و عاقبت ایمان بر باد داد، و بلعام نیز گویند. رجوع به باعورا شود : پیرهن عصیان بنداز اگرآیدت از بلعم باعور عار.ناصرخسرو.بلعم باعور را خلق جهان سغبه شد مانند عیسی زمان.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 65 س 28 ).بلعم باعور و ابلیس لعین زامتحان آخرین گشته مهین.مولوی ( همان کتاب ص 149 س 3 ).بلعم باعور و ابلیس لعین سود نامدشان عبادتها...

فرهنگ فارسی

پدر بلعم است

کلمات مرتبط

  • بلعم باعور
  • جهاد الباعور
  • بلعم باعورا
  • باعورا
  • ارتداد بلعم باعورا
  • اهانت به بلعم باعورا
  • بلعم باعورا در قران
  • بلعم بن باعورا
  • تقرب بلعم بن باعورا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات