معانی کلمه : باشگاه
لغت نامه دهخدا
باشگاه. ( اِ مرکب ) کلوب. کانون. ( لغات مصوبه فرهنگستان ایران ). محلی خاص اجتماع گروهی از مردم با منظور معین. محل گرد آمدن پیوسته یا متناوب گروهی بر طبق آیین نامه خاص.
فرهنگ عمید
حیاط یا تالار بزرگ که در آنجا عده ای برای ورزش، بازی، تفریح، یا دیدوبازدید جمع می شوند، کلوب.
فرهنگ معین
(اِمر. ) کلوپ ، جایی برای ورزش و تفریح .
فرهنگ فارسی
حیاط یا تالار بزرگ که در آنجا عدهای برای، ورزش یا تفریح و دیدوباز دید بکارمیرود
( اسم ) محلی که گروهی برای ورزش بازی تفریح دید و بازدید در آن گرد آیند کلوب .
( اسم ) محلی که گروهی برای ورزش بازی تفریح دید و بازدید در آن گرد آیند کلوب .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
زورخانه، ورزشگاه
انجمن، کانون، کلوب، مجمع، کلوپ، معهد
۱. انجمن، کانون، کلوب، مجمع، کلوپ، معهد
۲. زورخانه، ورزشگاه
club (اسم)
انجمن، چماق، باشگاه، کانون، گرز، باتون، مجمع، خال گشنیز، خاج، عمود
واژه نامه بختیاریکا
بازیگَه
