Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باشکو

تلفظ بین المللی : /bˈɑʃkuː/ تلفظ :‌ [b'ASku:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • باشکوه و جلال
  • شیک و باشکوه
  • باشکوه
  • باشکون
  • باشکونه
  • انزوای باشکوه
  • انقلاب باشکوه
  • انقلاب باشکوه اسپانیا
  • اورینوکو باشکوه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

باشکو. [ ] ( ) کلمه امر یعنی نگاهدار. توجه کن. ( ناظم الاطباء ). این کلمه را شعوری با گاف آورده است و هر دو در آن متفردند. و رجوع به باشگو شود.

فرهنگ فارسی

کلمه امر یعنی نگهدار

دانشنامه عمومی

باشکو (به مجاری: Baskó) یک شهرداری در مجارستان است که در بورسود-اباوج-زیمپلن واقع شده است. باشکو ۲۹٫۶۴ کیلومتر مربع مساحت و ۲۱۸ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای مجارستان
wiki: باشکو

کلمات مرتبط

  • باشکوه و جلال
  • شیک و باشکوه
  • باشکوه
  • باشکون
  • باشکونه
  • انزوای باشکوه
  • انقلاب باشکوه
  • انقلاب باشکوه اسپانیا
  • اورینوکو باشکوه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات