Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ باشه انداختن

تلفظ بین المللی : /bˈɑʃeː andˈɑxtan/ تلفظ :‌ [b'ASe: and'Axtan]
لغت نامه دهخدا
  • باده انداختن
  • انداخته باشد
  • انداخته باشم
  • انداخته باشی
  • باشه
  • باشه ٔ فلک
  • باشه تایشان
  • باشه عزیزم
  • باشه، واشق، وشق، وسق
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

باشه انداختن.[ ش َ / ش ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) رها کردن باشه برشکار.پرواز دادن باشه برای گرفتن شکار : اباقاخان را بدیدار او شعفی تمام ظاهر شد و بوقت مراجعت اوفرمود که پیر شده ام و اگر چه فرزندم ارغون فرزند غازان را بغایت دوست میدارد و چون یگانه است مفارقت اونخواهد، مرا دلخواه چنان است که او را پیش من فرستدتا باشه و طرمتای می اندازد و شیرالغومی آورد... ( تاریخ مبارک غازانی ص 5 )....

کلمات مرتبط

  • باده انداختن
  • انداخته باشد
  • انداخته باشم
  • انداخته باشی
  • باشه
  • باشه ٔ فلک
  • باشه تایشان
  • باشه عزیزم
  • باشه، واشق، وشق، وسق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات