معانی کلمه : باشت
لغت نامه دهخدا
باشت .(اِ) چیزی را گویند که جزوی اندک نمایان شود یا نشود و بگذرد مثل اینکه باشت فلانی را دیدم و باشت شمشیراو را گرفت بمعنی قدری سیاهی او را دیدم و هوای شمشیر او را گرفت . (لغت محلی شوشتر خطی ). || حلقه ای که بگردن مجرمان بندند. (دزی ج 1 ص 49). غل .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
چیزی را گویند که جزوی نمایان شود
دانشنامه عمومی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] باشت (ابهام زدایی). باشت ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • بخش باشت، بخشی در استان کهگیلویه و بویراحمد • شهر باشت، شهری در استان کهگیلویه و بویراحمد
...
...
wikifeqh: باشت_(ابهام_زدایی)
