Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باسکان

تلفظ بین المللی : /bˈɑskɑn/ تلفظ :‌ [b'AskAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ اسم ها
  • باسکاندی
  • الباسان
  • روش باستان شناختی
  • امام خمینی محوطه های باستانی فرودگاه
  • زمین باستان شناسی
  • امد شهر باستانی
  • اوستیا شهر باستانی رومی
  • سند باستان شناختی
  • شیمی باستان شناسی
لغت نامه دهخدافرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

باسکان . [ ] (اِخ ) قریه ای است در دو فرسنگ و نیمی میانه جنوب و مشرق اردکان [ فارس ] . (از فارسنامه ٔ ناصری ).

باسکان. [ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان شهاباد بخش حوضه شهرستان بیرجند که در 20 هزارگزی جنوب خاوری بیرجند واقع است. قریه ای کوهستانی با آب و هوای معتدل و دارای 5 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).باسکان. [ ] ( اِخ ) قریه ای است در د...

فرهنگ اسم ها

اسم: باسکان (پسر) (کردی)
معنی: قلةهای چند کوه ‏در یک سلسلةجبال ( نگارش کردی

کلمات مرتبط

  • باسکاندی
  • الباسان
  • روش باستان شناختی
  • امام خمینی محوطه های باستانی فرودگاه
  • زمین باستان شناسی
  • امد شهر باستانی
  • اوستیا شهر باستانی رومی
  • سند باستان شناختی
  • شیمی باستان شناسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات