Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باسرم

تلفظ بین المللی : /bˈɑserˌam/ تلفظ :‌ [b'AseR,am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • البرت باسرمن
  • رمز یک بارمصرف
  • فریبگر یک بارمصرف
  • باترمیر
  • باسماچیان
  • باسمنج
  • باسمه
  • باسوم پیر فرانسوا دو
  • گلین بارماقی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

باسرم. [ س َ ] ( اِ ) زمینی را گویند که بجهت کشت و زراعت کردن آماده و مهیا کرده باشند. کشتزار. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( هفت قلزم ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). زمینی است که برای زراعت حاضر کنند. ( فرهنگ شعوری ). باسره وباسرم ، زمین شیار کرده که مهیای زراعت باشد. ( رشیدی ). و رجوع به باسره شود.

فرهنگ فارسی

زمینی را گویند که آماده کشت باشد

کلمات مرتبط

  • البرت باسرمن
  • رمز یک بارمصرف
  • فریبگر یک بارمصرف
  • باترمیر
  • باسماچیان
  • باسمنج
  • باسمه
  • باسوم پیر فرانسوا دو
  • گلین بارماقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات