Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ باسر گرفتن

تلفظ بین المللی : /bˈɑser ɡerˈeftan/ تلفظ :‌ [b'AseR geR'eftan]
لغت نامه دهخدا
  • بسر تازیانه گرفتن
  • بار گرفتن
  • به شترمرغ گفتند بپر گفت شترم گفتند بار ببر گفت مرغم
  • بسر خامه سخن گفتن
  • زیر بار رفتن
  • رفتن زیر بار حرف زور
  • زیر بار چیزی رفتن
  • اِز بار رفتن
  • بسر رشته رفتن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

باسر گرفتن. [ س َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) لهجه و صورتی است از مصدر مرکب از سرگرفتن بمعنی اعاده کردن و دوباره انجام دادن کاری : برخیز و نماز باسرگیر. ( تفسیر ابوالفتوح ). و نماز باسرگرفت. ( تفسیر ابوالفتوح ). و نماز باسر باید گرفتن. ( همان کتاب ). و رجوع به گرفتن شود.

کلمات مرتبط

  • بسر تازیانه گرفتن
  • بار گرفتن
  • به شترمرغ گفتند بپر گفت شترم گفتند بار ببر گفت مرغم
  • بسر خامه سخن گفتن
  • زیر بار رفتن
  • رفتن زیر بار حرف زور
  • زیر بار چیزی رفتن
  • اِز بار رفتن
  • بسر رشته رفتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات