معانی کلمه : باستانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
قدیمی، دیرینه، تاریخی.
فرهنگ معین
(ص نسب . ) قدیمی ، کهنه .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - قدیمی کهن . یا آثار باستانی. آثار و ابنی. قدیمی و تاریخی اشیائ عتیقه.
دانشنامه عمومی
باستانی می تواند به موارد زیر یا نسبت با آنها اشاره کند:
تاریخ باستان
باستان شناسی
ورزش زورخانه ای (ورزش باستانی)
تپه باستانی
تاریخ باستان
باستان شناسی
ورزش زورخانه ای (ورزش باستانی)
تپه باستانی
wiki: باستانی
مترادف و متضاد
دیرینه، عتیقه، قدیم، قدیمی، کهن، کهنه ≠ جدید، نوین
