Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بازیدن

تلفظ بین المللی : /bˈɑzidˌan/ تلفظ :‌ [b'Azid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • شطرنج بازیدن
  • گوز بازیدن
  • چوب بازیدن
  • در بازیدن
  • شتاب باریدن
  • فرو باریدن
  • بازیدیومیست ها
  • بازیدیوکارپ
  • کار بازشدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

بازیدن. [ دَ ] ( مص ) بازی کردن. باختن. ( شعوری ج 1 ص 180 ) ( ناظم الاطباء ) ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) : زمانی سوی گوسفندان شویم ز بازیدن و لهو خندان شویم.فردوسی.چو طفل باهمه بازید و بی وفائی کردعجب تر آنکه نگشتند هیچ از او استاد.سعدی. || غارت کردن. || مکرر کردن. || کوشش کردن. || ببازی مشغول کردن. ( ناظم الاطباء ). || قمار کردن. با کسی قمار بازیدن. مقامره. با هم قمار بازیدن. تقامر. ( زوزنی ). ||...

فرهنگ عمید

۱. = باختن
۲. بازی کردن: عشق بازیدن چنان شطرنج «بازیدن» بُوَد / عاشقی کردن نیاری دست سوی او میاز (منوچهری: ۵۳ ).

فرهنگ فارسی

( بازید بازد خواهد بازید بباز بازنده بازیده )

واژه نامه بختیاریکا

( بازیدِن ) رقصیدن؛ بازی کردن

کلمات مرتبط

  • شطرنج بازیدن
  • گوز بازیدن
  • چوب بازیدن
  • در بازیدن
  • شتاب باریدن
  • فرو باریدن
  • بازیدیومیست ها
  • بازیدیوکارپ
  • کار بازشدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات