معانی کلمه : بازنامه
لغت نامه دهخدا
بازنامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) اسباب تجمل. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). || نجات. رهائی. || عفونامه. ( ناظم الاطباء ). || تفاخر. منت. ( آنندراج ). و بعضی گمان برده اند که به راء مهمله است. و در برهان این لفظ به جهت همین معنی به راء مهمله مرقوم است. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
اسباب تجمل
