Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بازمانده

تلفظ بین المللی : /bɑzmˈɑndeː/ تلفظ :‌ [bAzm'Ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • بازمانده کردن
  • بازمانده ابرنواختر
  • بازمانده از پیش تعیین شده
  • بازمانده برگزیده
  • بازمانده روز
  • بازمانده های ژنتیکی
  • کارست بازمانده
  • کانی بازمانده
  • کاکایی بازمانده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

بازمانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) وارث. باقی مانده پس از مرگ کسی. ( ناظم الاطباء ). خلف. ج ، بازماندگان ، اخلاف. اولاد. ورثه : یا ملک من شوددر بازمانده عمرم... از ملک من بیرون است. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 318 ). من از عمر نصیب برداشتم بازماندگان مرا نیکو دار تا من جان فدا کنم و این کار برآورم. ( مجمل التواریخ و القصص ). نعمت حق سبحانه و بحمده در بازمانده امیرماضی سایغ و ضافیة للناس است. ( ترجمه ت...

فرهنگ عمید

۱. به جا مانده: آثار بازمانده از دورۀ هخامنشیان.
۲. آن که پس از مرگ کسی باقی می ماند، خویشاوندان فرد درگذشته.
۳. عقب افتاده.
۴. [قدیمی، مجاز] بی نصیب، محروم.

فرهنگ معین

(دِ ) (ص مف . ) ۱ - عقب مانده . ۲ - وارث .

فرهنگ فارسی

ویژگی کانی یا ساختار یا سیمای (feature) یک سنگ قدیمی که، با وجود فرایندهای تخریب‌کننده، در سنگ جدید باقی مانده است

( اسم ) ۱ - عقب مانده عقب افتاده . ۲ - از کار مانده خسته . ۳ - بجا مانده پس مانده . ۴- خویشاوند کسی که پس از مرگ وی از و میراث برد ( جمع :بازماندگان ).

دانشنامه عمومی

بازمانده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:بازمانده (فیلم ۱۳۷۳)بازمانده (فیلم ۲۰۱۵)wiki: نزاع اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ به کارگردانی سیف الله داد است و بازیگری سلما المصری، جیانا عید، بسام کوسا، جمال سلیمان و غسان مسعود.سلما مصری در نقش خاله صفیهجیانا عید در نقش لطیفهجمال سلیمان در نقش دکتر سعیدبسام کوسا در نقش مرد یهودی فیلمسازغسان مسعود در نقش شمعونصباح برکات در نقش هاناعلاءالدین ک...

مترادف و متضاد

صفت

وارث

به هدف نرسیده

خلف، خویش، قوم

خسته، درمانده، کوفته

به‌جامانده، بقیه، پس‌مانده، مانده

دنبال‌مانده، عقب‌مانده، واپس‌مانده

survivor (اسم)
باقی مانده، بازمانده، شخص زنده
۱. بهجامانده، بقیه، پسمانده، مانده ۲. دنبالمانده، عقبمانده، واپسمانده ۳. به هد...

واژه نامه بختیاریکا

وا مندِه

فرهنگستان زبان و ادب

{relict} [زمین شناسی] ویژگی کانی یا ساختار یا سیمای (feature ) یک سنگ قدیمی که، با وجود فرایندهای تخریب کننده، در سنگ جدید باقی مانده است

کلمات مرتبط

  • بازمانده کردن
  • بازمانده ابرنواختر
  • بازمانده از پیش تعیین شده
  • بازمانده برگزیده
  • بازمانده روز
  • بازمانده های ژنتیکی
  • کارست بازمانده
  • کانی بازمانده
  • کاکایی بازمانده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات