Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بازداشت

تلفظ بین المللی : /bˈɑzdɑʃt/ تلفظ :‌ [b'AzdASt]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسینقل قولمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • بازداشت کردن
  • بازداشت جیب بر
  • بازداشت دسته جمعی المانی امریکایی ها
  • بازداشت دسته جمعی ژاپنی ها در امریکا
  • بازداشت سه امریکایی توسط ایران
  • بازداشت فعالان محیط زیست در ایران
  • بازداشت موقت
  • حکم بازداشت
  • تحت بازداشت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسینقل قولمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

بازداشت. ( مص مرکب مرخم ، اِ مص مرکب ) منع. ممانعت تعرض. ( ناظم الاطباء ). مَنع. حَدَد. سَدّ. رُطام. حُجران. مَنعی. خَبل. ( منتهی الارب ). وَزع. کَف .ممانعت. رَدَع. نهی. || حمایت. نگه داشتن. ( شعوری ج 1 ص 152 ). || ( اِ مرکب ) درمیان و فاصله. ( ناظم الاطباء ). برزخ. فاصله. حائل و بازداشت میان دو چیز. ( منتهی الارب ). مِصر. بازداشت میان دو چیز. ( دستورالاخوان ). المصر؛ بازداشت میان دو چیز وحد چیزی....

فرهنگ عمید

۱. منع؛ ممانعت؛ جلوگیری.
۲. توقیف.
۳. (حقوق) حبس.
۴. (صفت مفعولی) زندانی: ◻︎ چند‌گه بازداشت بودم من / در یکی خانه عاجز و مضطر (مسعودسعد: ۱۷۷).
⟨ بازداشت کردن: (مصدر متعدی) زندانی کردن؛ کسی را به زندان انداختن.

۱. منع، ممانعت، جلوگیری.۲. توقیف.۳. (حقوق ) حبس.۴. (صفت مفعولی ) زندانی: چند گه بازداشت بودم من / در یکی خانه عاجز و مضطر (مسعودسعد: ۱۷۷ ).* بازداشت کردن: (مصد...

فرهنگ معین

(مص مر. ) ۱ - جلوگیری . ۲ - توقیف ، حبس .

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:توقیف
wikijoo: بازداشت

فرهنگ فارسی

منع، ممانعت، توقیف، حبس، جلوگیری
( مصدر ) ۱ - منع ممانعت جلوگیری . ۲ - توقیف حبس .

نقل قول

بازداشت یا دستگیر کردن
• «هیچ کس را نباید خودسرانه دستگیر، توقیف یا تبعید کرد.» -> ماده ۹)اعلامیه جهانی حقوق بشر
wikiquote: بازداشت

مترادف و متضاد

اسم ≠ آزاد، رها

اسیر، بندی، توقیف، حبس، دستگیر، زندانی، گرفتار، محبوس

۱. اسیر، بندی، توقیف، حبس، دستگیر، زندانی، گرفتار، محبوس ≠ آزاد، رها
۲. منع، جلوگیری، نهی ≠ امر

curb (اسم)جلوگیری، بازداشت، زنجیر، عنان، جدول، لبه پیاده رو، هویزه، حاشیه پیاده روarrest (اسم)توقیف، بازداشتdetention (اسم)توقیف، بازداشت، حبسarrestment (اسم)توقیف، بازداشتdeterrence (اسم)بازداشت، بازداریbackse...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بازداشت، اصطلاح حقوق کیفری به معنای حبس متهم در جریان تحقیقات مقدماتی است که گاهی تا پایان رسیدگی ماهوی و صدور حکم و شروع به اجرای آن، ادامه می یابد. این مقاله به بررسی موارد و احکام بازداشت در حقوق موضوعه ایران و برخی کشورهای اسلامی و نیز مبانی فقهی آن می پردازد.۱) این اصطلاح درباره اموالی نیز که در اجرای مفاد احکام دادگاه ها یا تعهدات مندرج در سند رسمی، توقیف می شوند، کاربرد دارد.۲) و...

کلمات مرتبط

  • بازداشت کردن
  • بازداشت جیب بر
  • بازداشت دسته جمعی المانی امریکایی ها
  • بازداشت دسته جمعی ژاپنی ها در امریکا
  • بازداشت سه امریکایی توسط ایران
  • بازداشت فعالان محیط زیست در ایران
  • بازداشت موقت
  • حکم بازداشت
  • تحت بازداشت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات