کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بازدارندۀ-خوردگی | کلماتور
معانی کلمه : بازدارندۀ خوردگی
تلفظ بین المللی :
/bɑzdˈɑrandˌeje xordˈeɡi/
تلفظ :
[bAzd'ARand,eje xoRd'egi]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
بازدارندۀ خوردگی چگاله
بـازدارنده های خوردگی چاه های نفت و گاز
بازدارنده های خوردگی اهمی
بازدارنده های خوردگی فاز بخار
بازدارنده خوردگی
بازدارنده های خوردگی اُهمی
بازدارندگی خوردگی میان فازی
بازدارندگی خوردگی میانا
بازدارندۀ اسیدی
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
مادهای با غلظتی خاص که به محیط خورنده اضافه میشود و از سرعت خوردگی میکاهد
فرهنگستان زبان و ادب
{corrosion inhibitor} [خوردگی] ماده ای با غلظتی خاص که به محیط خورنده اضافه می شود و از سرعت خوردگی می کاهد
کلمات مرتبط
بازدارندۀ خوردگی چگاله
بـازدارنده های خوردگی چاه های نفت و گاز
بازدارنده های خوردگی اهمی
بازدارنده های خوردگی فاز بخار
بازدارنده خوردگی
بازدارنده های خوردگی اُهمی
بازدارندگی خوردگی میان فازی
بازدارندگی خوردگی میانا
بازدارندۀ اسیدی
نظرات