Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ بازارمیده

تلفظ بین المللی : /bˈɑzˈɑramˌideː/ تلفظ :‌ [b'Az'ARam,ide:]
لغت نامه دهخدا
  • بازآرمیده
  • بازآرمیدن
  • بازارمیدن
  • بازآمده
  • بازارده
  • بازارزده
  • بازارده گلباغ
  • محمود اخوان بازارده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

( بازآرمیده ) بازآرمیده. [ رَ دَ / دِ ] ( ن مف ) آرمیده. آسوده. آرام گرفته :
دیدم همه طپان و بی آرام و شوخ چشم
او بازآرمیده و بر شرم و کش خرام.
سوزنی.
رجوع به آرمیده شود.

کلمات مرتبط

  • بازآرمیده
  • بازآرمیدن
  • بازارمیدن
  • بازآمده
  • بازارده
  • بازارزده
  • بازارده گلباغ
  • محمود اخوان بازارده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات