Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باز گونه

تلفظ بین المللی : /bˈɑz ɡˈuneː/ تلفظ :‌ [b'Az g'une:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • از گونه های بازی و رقص
  • در باب تمایل گونه ها به ایجاد اقسام و اندر تداوم اقسام و گونه ها به وسیله روش های انتخاب طبیعی
  • گواهینامۀ بین المللی کار با رایانه
  • گواهینامۀ خلبانی پرواز با دستگاه
  • گون بان
  • با گوشه ء چشم
  • چا گوشه بازی
  • نگاه با گوشه چشم
  • گولَّه بازى
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بازگونه. [ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) معکوس. ( شعوری ). مقلوب. مایل به تحت. ( ناظم الاطباء ). بر وزن و معنی واژگونه. باشگونه. ( آنندراج ). برعکس. برخلاف میل و رضا : بازگونه است جمله کار جهان تا بحدی که ماورای حدست.بدرالدین چاچی ( از آنندراج ). || منحوس. ( ناظم الاطباء ). شوم. نحس. ( فرهنگ شعوری ).بازگونه دشمنانش را ز بیم کلک توموی گردد بازگونه بر بدن دندان مار.فرخی ( از فرهنگ شعوری ).|| بازگونه شدن ؛ ...

فرهنگ فارسی

( صفت ) سرنگون وارون .

کلمات مرتبط

  • از گونه های بازی و رقص
  • در باب تمایل گونه ها به ایجاد اقسام و اندر تداوم اقسام و گونه ها به وسیله روش های انتخاب طبیعی
  • گواهینامۀ بین المللی کار با رایانه
  • گواهینامۀ خلبانی پرواز با دستگاه
  • گون بان
  • با گوشه ء چشم
  • چا گوشه بازی
  • نگاه با گوشه چشم
  • گولَّه بازى
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات