Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باز پاشیدن

تلفظ بین المللی : /bˈɑz pˈɑʃidˌan/ تلفظ :‌ [b'Az p'ASid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • با پاشیدن ماسه پاک کردن
  • باز پوشیدن
  • با مه پوشیدن
  • بازپاشیدن
  • بازپاشیده
  • بازپوشیدن
  • باز
  • باز ضعیف
  • باز گنجشک گیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بازپاشیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) از هم پراکندن. از هم جدا شدن اجزای چیزی. پریشان و پریش شدن. و رجوع به بازپاشیده شود.

فرهنگ فارسی

از هم پراکندن

کلمات مرتبط

  • با پاشیدن ماسه پاک کردن
  • باز پوشیدن
  • با مه پوشیدن
  • بازپاشیدن
  • بازپاشیده
  • بازپوشیدن
  • باز
  • باز ضعیف
  • باز گنجشک گیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات