کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باز-رهانیدن | کلماتور
معانی کلمه : باز رهانیدن
تلفظ بین المللی :
/bˈɑz rahˈɑnidˌan/
تلفظ :
[b'Az Rah'Anid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
باز راندن
باز رساندن
بازرهانیدن
با اشاره رساندن
با زحمت به انجام رساندن
با سرعت راندن
با شتاب راندن
همه را به یا با یک چوب زدن یا راندن
بار خود را به منزل یا مقصد رساندن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بازرهانیدن. [رَ دَ ] ( مص مرکب ) نجات دادن. رهانیدن :
مگر کز بند غم بازم رهانی
که مردن به مرا زین زندگانی.
نظامی.
و رجوع به رهانیدن شود.
فرهنگ فارسی
نجات یافتن
کلمات مرتبط
باز راندن
باز رساندن
بازرهانیدن
با اشاره رساندن
با زحمت به انجام رساندن
با سرعت راندن
با شتاب راندن
همه را به یا با یک چوب زدن یا راندن
بار خود را به منزل یا مقصد رساندن
نظرات