کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه باریک-اندام | کلماتور
معانی کلمه : باریک اندام
تلفظ بین المللی :
/bˈɑrik ˈaːndˈɑm/
تلفظ :
[b'ARik 'a:nd'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
زنبور به رنگ سبز و زرد با اندام باریک
حشره خوار باریک اندام
حشره خوار دم برهنه باریک اندام
صاریغ باریک اندام امیلیا
صاریغ باریک اندام اونوداوی
صاریغ باریک اندام اکرامارکا
صاریغ باریک اندام اگریکولا
صاریغ باریک اندام برزیلی
صاریغ باریک اندام دریاد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
باریک اندام. [ اَ ] ( ص مرکب )آنکه اندامی لاغر و ظریف دارد طُلو. ضَمر. ضامر. ضامره. رجل مرهوف البدن ؛ مرد باریک اندام. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
لاغر، آن که اندامی لاغر و ظریف دارد.
فرهنگ فارسی
آنکه اندام باریک و ظریف دارد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
slight (صفت)پست، خفیف، لاغر، کودن، ناچیز شماری، اندک، کم، جزئی، نحیف، صیقلی، قلیل، حقیر، باریک اندامslim (صفت)لاغر، نازک، خوش اندام، باریک اندامslimpsy (صفت)لاغر، نحیف، باریک اندام، زودشکن و بد ساختslimsy (صفت)لاغر، نحیف، باریک اندام، زودشکن و بد ساخت...
کلمات مرتبط
زنبور به رنگ سبز و زرد با اندام باریک
حشره خوار باریک اندام
حشره خوار دم برهنه باریک اندام
صاریغ باریک اندام امیلیا
صاریغ باریک اندام اونوداوی
صاریغ باریک اندام اکرامارکا
صاریغ باریک اندام اگریکولا
صاریغ باریک اندام برزیلی
صاریغ باریک اندام دریاد
نظرات