Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باروری

تلفظ بین المللی : /bɑrvˈari/ تلفظ :‌ [bARv'aRi]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • باروری تسهیل شده
  • باروری داروی
  • باروری ابرها
  • روش های باروری آگاهی
  • رگۀ بازگردان باروری
  • سلامت باروری
  • فنّاوری کمک باروری
  • کمک باروری پزشکی
  • میزان اختصاصی ـ سنی باروری
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

باروری. [ وَ ] ( حامص مرکب ) عمل بارور. آبستنی. حمل.

دانشنامه آزاد فارسی

باروَری (fertilization)باروَریباروَری(یا: لقاح) در تولیدمثل جنسی، اتحاد دو گامتیا یاخته های جنسی، غالباً تخمکو اسپرم، برای ایجاد تخم. در تخم اطلاعات وراثتی والدین ترکیب می شود. در خودباروری، گامت نر و ماده هر دو متعلّق به یک گیاه اند. در باروری متقاطع، گامت ها از دو گیاه متفاوت منشأ می گیرند. خودباروری در حیوانات نادر است و حتی حیوانات دوجنسیهم باروری متقاطع دارند. ادغام گامت ها باعث مخلوط شدن موا...

فرهنگ فارسی

آبستنی

1. امکان تولیدمثل فرزند زنده 2. در جمعیت‌نگاری (demography)، تولید واقعی فرزند زنده که در محاسبۀ آن مرده‌زایی و سقط در نظر گرفته نمی‌شود

دانشنامه عمومی

باروری یا زایندگی (انگلیسی: Fertility) به توانایی طبیعی تولید مثل گفته می شود. میزان کلی باروری به عنوان مقیاسی برای اندازه گیری، عدد فرزندان متولدشده به ازای هر جفت (یا زوج)، فرد یا جمعیت را نشان می دهد. باروری با زایایی که امکان تولید مثل را نشان می دهد و به تولید گامت، بارورگری و به سرانجام رساندن بارداری وابسته است، تفاوت دارد. نقص در باروری، ناباروری خوانده می شود درحالی که نقص در زایایی، ناز...

مترادف و متضاد

زایایی

ثمردهی، حاصلخیزی

۱. ثمردهی، حاصلخیزی
۲. زایایی

fruition (اسم)استنتاج، برخورداری، باروری، تمتع، میوه اوریproductivity (اسم)سودمندی، باروری، حاصلخیزیfecundity (اسم)باروری، حاصلخیزیfertility (اسم)باروری، حاصلخیزی...

واژه نامه بختیاریکا

از قرن 8 بزرگترین واحد ایل بختیاری از تیره تبدیل به طایفه گردید. چهارلنگ و هفت لنگ تعریف شد و از آن تاریخ تحولات زیادی در زمینه جغرافیا، تقسیمات بصورت مداوم بوجود آمد. بدین سبب هنوز اجماعی بر روی چارت بختیاری وجود ندارد. برآیند نظریات متعدد از میان کتب و ماخذ شفاهی بدین گونه می باشد. ( تش ) ( ت ) لَلـَری؛ ( ط ) بهداروند

فرهنگستان زبان و ادب

{fertility} [علوم سلامت] 1. امکان تولیدمثل فرزند زنده 2. در جمعیت نگاری (demography )، تولید واقعی فرزند زنده که در محاسبۀ آن مرده زایی و سقط در نظر گرفته نمی شود

کلمات مرتبط

  • باروری تسهیل شده
  • باروری داروی
  • باروری ابرها
  • روش های باروری آگاهی
  • رگۀ بازگردان باروری
  • سلامت باروری
  • فنّاوری کمک باروری
  • کمک باروری پزشکی
  • میزان اختصاصی ـ سنی باروری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات