Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ باردین

تلفظ بین المللی : /bɑrˈadin/ تلفظ :‌ [bAR'adin]
لغت نامه دهخدا
  • باردین جان
  • باردین فلوریدا
  • باردین ویرجینیای غربی
  • جان باردین
  • جیمز ماکسول باردین
  • ویلیام ای باردین
  • الکساندر باردینی
  • باردینتو
  • واسیلیسا باردینا
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

باردین. ( اِخ ) نام شهر. ( از لطایف ) ( غیاث ). || ( قلعه ٔ... )( از تاریخ گزیده چ عکسی 1328 هَ. ق. کمبریج ص 397 ). و ظاهراً مصحف ماردین باشد. رجوع به ماردین شود.

کلمات مرتبط

  • باردین جان
  • باردین فلوریدا
  • باردین ویرجینیای غربی
  • جان باردین
  • جیمز ماکسول باردین
  • ویلیام ای باردین
  • الکساندر باردینی
  • باردینتو
  • واسیلیسا باردینا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات