Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : باردی

تلفظ بین المللی : /bɑrˈadi/ تلفظ :‌ [bAR'adi]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیگویش مازنی
  • اون باردی
  • یک باردی
  • الکسی باردی
  • فرانچسکو باردی
  • ماریو باردی
  • باردین جان
  • باردیکن
  • باردیچ
  • باردیز
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

باردی. ( اِخ ) یا جان اوغلان باردی. فرزند شاهرخ بود که در صغر سن درگذشت. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 639 و جان اوغلان شود.

دانشنامه عمومی

باردی (به ایتالیایی: Bardi) یک کومونه در ایتالیا است که در استان پارما واقع شده است.
فهرست شهرهای ایتالیا
باردی ۱۹۰٫۱ کیلومترمربع مساحت و ۲٬۳۵۵ نفر جمعیت دارد و ۶۲۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
wiki: باردی

گویش مازنی

رتبه – دفعه مثل کادوم بادری به معنی کدام مرتبه

/baardi/ رتبه – دفعه مثل کادوم بادری به معنی کدام مرتبه

کلمات مرتبط

  • اون باردی
  • یک باردی
  • الکسی باردی
  • فرانچسکو باردی
  • ماریو باردی
  • باردین جان
  • باردیکن
  • باردیچ
  • باردیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات