Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بارجلیغ کنت

تلفظ بین المللی : /bˈɑrdʒalˌiq1 kˈont/ تلفظ :‌ [b'ARdZal,iq1 k'ont]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ارجلیغ کنت
  • بارجلیغکنت
  • کاتارینا بارلی
  • رای بارلی
  • بارکلی توماس
  • بارکلی جان
  • بارکلی جورج
  • بارکلی رابرت
  • بارکلی ویلیام
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بارجلیغکنت. [ ] ( اِخ ) بارجین لیغکنت. قریه ای بر ساحل جیحون نزدیک جند و فناکت و پروسک حالیه : و لشکر گرد بر گرد حصار چند حلقه ساختند و چون تمامت لشکرها جمع شدند هر رکنی را بجائی نامزد کرد پسر بزرگتر را با چند تومان از سپاهیان جلد و مردان مرد بحد جند و بارجلیغکنت و جمعی امرا رابجانب خجند و فناکت و بنفس خود قاصد بخارا شد. ( جهانگشای جوینی چ 1329 هَ. ق. بریل ج 1 ص 64 ). و رجوع به ص 66، 67، 72 و 97 ه...

فرهنگ فارسی

قریه ای بر ساحل جیحون

کلمات مرتبط

  • ارجلیغ کنت
  • بارجلیغکنت
  • کاتارینا بارلی
  • رای بارلی
  • بارکلی توماس
  • بارکلی جان
  • بارکلی جورج
  • بارکلی رابرت
  • بارکلی ویلیام
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات