معانی کلمه : بارب
لغت نامه دهخدا
بارب . (اِخ ) چشمه ای است مشهور و وسیع در ماوراءالنهر. (آنندراج ).
بارب . (اِ) زراعتی را گویند که از آب رودخانه ، کاریز، غدیر و آبگیر حاصل شده باشد. (آنندراج ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دوشیزه و شهید قرن سوم م٠ حامی تو پچیان مهندسان نظامی و ماموران اطفائ حریق ٠ ذکذان وی ۴ دسامبر است ٠
از معصومات نصار است
از معصومات نصار است
