معانی کلمه : بارانک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
درختی خاردار با گل های سرخ و سفید و میوۀ کوچکِ سرخ و تلخ مزه که در جنگل های شمال ایران می روید.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
گیاه زنگ – درختچه ای با گل های سفید و میوه ی ریز قهوه ای با ...
/baaraanek/ گیاه زنگ – درختچه ای با گل های سفید و میوه ی ریز قهوه ای با طعم ترش و شیرین
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: bārānak) (در گیاهی) گیاهی درختی و جنگلی از خانوادهی گل سرخ ؛ (در قدیم) بارانی که قطرههای آن کوچک است و به آرامی فرو میبارد.
اسم: بارانک (دختر) (مازندرانی) (طبیعت) (تلفظ: bārānak) (فارسی: بارانک) (انگلیسی: baranak)
معنی: بارانی که قطره های آن کوچک است و به آرامی فرو می بارد، ( در گیاهی ) گیاهی درختی و جنگلی از خانواده ی گل سرخ
معنی: بارانی که قطره های آن کوچک است و به آرامی فرو می بارد، ( در گیاهی ) گیاهی درختی و جنگلی از خانواده ی گل سرخ
